عبدالله مستوفى
8
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بسيار از سبب اين اقدام سؤال كرده ، قاتل جواب داده است « براى اين بود كه شماها را بنوائى برسانم » و اگر بعضى از ادب محاوره خارج ميشده و ناسزائى به او ميگفتهاند بدون هيچ ترس و باك معارضه به مثل ميكرده است « اذا يئس الانسان طال لسانه . » ( آدم مأيوس زبان دراز مىشود . ) افكار عامه بر خلاف عقيدهء ميرزا رضا ، ناصر الدين شاه كه اگر در بستر بيمارى ميمرد خيلى طرف اسف و افسوس واقع نميشد ، بواسطهء خوردن اين تير غيب ، آن هم در حال زيارت و توجه بمبدأ و در حرم شاه عبد العظيم و از همه مهمتر در وقتى كه جشن سال پنجاهم سلطنتش مىبايست شروع شود ، وجاهت زيادى پيدا كرد و مردم بر اين موت نابهنگام او بسيار تأسف خوردند . روز سوم واقعه افواجى كه براى جشنهاى تاجگزارى احضار و در پادگان مركز بودند ، با موزيك عزا از جلو جنازهء او گذشتند . تمام طبقات مردم بتكيهء دولت رفته براى او ترحيم كردند . شعرا اشعارى در شرح واقعه سروده و حتى « عاش سعيدا و مات شهيدا » را هم براى ماده تاريخ فوت او پيدا كردند و در شعر خود آوردند و بشاه شهيد لقبش دادند . البته اشعار عاميانه در اين مورد محلى نداشت ، ولى مرحوم صدر السلطنهء خواجه - نورى كلماتى بهم بسته و اشعارى گفته بود كه خيلى جنبهء ادبى و شعرى در آنها نبود . مردم كشور ما هم كه هيچ چيز را نميخواهند بىتفريح واگذارند ، اشعارى احمداتر از اشعار وزير مختار سابق ايران در واشنگتن ساختند و در بين اشعار او انداختند . يكى از اشعار منظومهء دوبيتى حاجى صدر السلطنه يا بقول خودش حاجى واشنگتن كه در شرح اين واقعه سروده اين شعر بود : آن ميرزا رضاى قد كمانچه « 1 » ( ؟ ) * زد شاه شهيد ( ؟ ) « 2 » را طپانچه رنود شعر ذيل را بر آن افزودند : آن ميرزا رضاى قد كوتوله * زد شاه شهيد را گلوله حتى كار بآوردن قافيهء قلوه يا رولوه هم رسيد كه من از نوشتن عين شعر به جهت استهجان آن خوددارى ميكنم . از اين اشعار كه دو سه مقابل اصل شده بود ، نسخههاى متعدد برداشته شده و دست بدست ميگشت و مايهء تفريح مردم بود . شعرى كه از همه بيشتر دهنبدهن ميگشت ، شعرى بود كه بشاه نعمت إله ولى نسبت ميدادند كه بطور كشف از آتيه خبر داده و گفته است : روز جمعه ز ماه ذيقعده * سرش اندر كنار مىبينم من هيچوقت بفكر اينكه در صحت و سقم اين انتساب تحقيقى بكنم نيفتادهام و فعلا
--> ( 1 ) - ميرزا رضا آنقدر پير نبود كه قدش كمانى شده باشد ، گذشته از اين كمانچه يعنى چه ؟ كمانچه كه منحنى نيست ، ميرزا رضا هم كوتاه قد نبود كه اين تشبيه آقاى صدر السلطنه وجه شبهى ولو غير متبادر هم داشته باشد . ( 2 ) - آوردن صفت شهيد براى شاه قبل از طپانچه خوردن و بقول حاجى واشنگتن قبل از شهيد شدن ، هيچ منطقى ندارد و غلط است .